با چشمهای بادامِ تلخ اش
انسان ِ از قصههای آبی رسته
ابر کسی که رودخانهها را
رام میکند
در هر عصری
در هر عصری
چه بهتر زندگی را از پرانتز درآوردن
قسمت کردن
چه بهتر چهره آبیاش را پرده دری
اگر که بیهوده زیباست_حتی آب_
چرا که هر قطره در خود اقیانوسی به هم رسانده
هر اقیانوسی طوفانی
و هر طوفانی کبوترانی آماس کرده را
پروازی که سر به بال می کوبد
انتشار بی قراری در روشنی ست
چرا که کبوتر را هر باز کلاغ بنویسید سیاه نمی شود
نمی شود سپیدی که هر کجا قدم می گذارد
آهسته را صدا می زند
آرام را می گیرد
و در هر باران بعدا رها می کند ماه
چشمان لاله عباسی اش را
تقدیم به قمر بنی هاشم حضرت عباس(س)
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت 14:30 توسط علیرضا سمیعی
|