پورنوگرافي و آزادي
"باختین" با استعاره ی "کارنوال" شهرت یافت . این پدیده او را جذب می کرد ، چرا که در جریان کارنوال همه از طبقات مختلف در کنار هم قرار می گیرند . تفاوتی میان شاه و گدا نیست . سنن دست مایه ی شوخی هستند . عرف، قدرت چندانی ندارد و حتی مفاهیم قدسی از جایگاه رفیع خود خارج شده، جدی تلقی نمی شوند .
احساسِ سوزناک باختین، نسبت به آزادی از قید عرفِ مرتب و منظم بیرونی ما و میل او به بیان جوانب مختلف زندگی در رمان ، وی را به سمت تماشای کارنوال می کشاند- جایی که تمنای او فرو می نشست . وقتی که آزادی از عرف (این عرف غیر از گیتی باوری و سکولاریسم است که در مباحث روشنفکری مطرح می شود ، بلکه عرف به معنای معمولی کلمه است ) با بیان بی قید و شرط ، یک جا جمع می گردند، در ابتدا مقاومت هایی دیده می شد ؛ مثلا می دانیم "فلوبر" نویسنده ی "مادام بوواری" را به دادگاه کشاندند . چرا که او"مادام بوواری" را ــــ که زنی غیر اخلاقی بود و رفتاری بی شرمانه داشت ـــــ دستمایه ی کار خود قرار داد . ..