تهران امپرياليسمي در ابعاد بومي

آنچه ضحاك ِماردوش را نزد فردوسي اينچنين سهمناك مي‌كند، تنها جنايات او در ريختن ِخون ِجوانان نبود، بلكه از آن بدتر عقيم كردن ملت و قوم، تراژدي اصلي و اصل ِتراژدي شاهنامه است. اين بعد تراژيك در يك نمونه انساني رستم را به ياد مي‌آورد. مرگ سهراب فقط فرزندكشي نيست بلكه رستم از درد عقيم ماندن مي‌نالد. همين بليه در سطح بين‌المللي با فراهم‌آمدن امپرياليسم عليه كشورهاي حاشيه‌اي به ظهور رسيد. رسمي كه جهان حاشيه‌اي را عقيم كرد. جهاني كه هر كجا بود، در جنوب خطاب مي‌شد.
ادامه نوشته

آليس در سرزمين فلاسفه

«معرفت دوام حيرت است» منصور حلاج

از آليس در سرزمين عجايب درباره طول قدش پرسيدند؛ او كف دست خود را روى سرش گذاشت و گفت: «اينقدر». آليس در واقع هيچ سنجه اندازه گيرى بيرون از خود نمى شناخت، يا در دست نداشت؛ پس همه را با خويش مى سنجيد. در ابتدا به نظر مى رسد ما ـ لابد به خاطر پاره كردن چند پيراهن بيشتر ـ تنها در مسائل بى اهميت، مانند انتخاب طعم غذا و رنگ خودمدار هستيم. اما آدمى به سرعت در نقد هنرى پاى ذوق شخصى را وسط مى كشد و چنانچه دقت شود اين شائبه نيرو خواهد گرفت كه هنگام فلسفيدن يا آزمايشات علمى نيز خودسنج مى نمايد.

ادامه نوشته

غروب بت‌ها/بحثی در افول شان شاعری

«نه كسي ميادنه كسي ميره، خيلي بد شده»

در انتظار گودو /ساموئل بكت

 

از حوالي 1380 (ش) اعتبار اجتماعي شاعر / نويسنده‌ها سر به غروب گذارد. امروز ديگر كسي دل و دماغ‌ حاشاي اين معنا را ندارد. اواسط سال‌هاي موسوم به دهه 70 (ش) يكي از موضوعات مورد علاقه ي  مقاله‌نويسان بحران ِادبي بود. آنها، دعواها، صف‌آرايي ها، حضور شتابزده تئوري‌هاي معاصر و تغييرات زود به زود انواع نوشته‌ها را نوعي بحران قلمداد مي‌كردند. دريغ، حالا نگاهي گذرا به حال و روز شعر و داستان و نقد، نشان مي‌دهد، شادابي ايام ماضي گم شده است. چرا دوره گروه‌بندي‌هاي مهيج پايان يافت؟

ادامه نوشته

گزين گويه گويي/بحثی در هرمنوتیک احادیث

منش گزين گويگي در دوران معاصر بيشتر از همه با «چنين گفت زرتشت» شناخته شده است، در حالي كه سابقه اي مذهبي دارد. در عهد عتيق، كتاب امثال كه به حضرت سليمان (س) نسبت داده شده است (و ديگر كتاب ها)، گفته هاي حواريون (اناجيل)، كلام تائوتوچين، اوپانيشادها و اوستا شواهد اين مدعا هستند. همچنين اضافه كنيد احاديث و رواياتي كه از ۱۴ معصوم(ع) به ما رسيده است، گفته هايي مانند نهج البلاغه و يا صحيفه سجاديه كه در اين فهرست مي گنجد.

ادامه نوشته